نکات شکلهای زيست ۲ ( شماره ۱)   

شکل 3-1 : ماكروفاژها داراي رشته هاي سيتوپلاسمي هستند كه در به دام انداختن ميكروبها به آنها كمك مي كند .

شكل 6-1 : الف )در شكل مربوط به نخستين برخورد با آنتي ژن سه نوع لنفوسيت B با توجه به سه نوع متفاوت گيرنده آنتي ژني ديده مي شود كه آنتي ژن موجود در محيط از نظر شكلي فقط مكمل لنفوسيت وسطي مي باشد . و دو لنفوسيت ديگر فعال نمي شود

ب)در پلاسموسيتها دستگاه گلژي و شبكه آندوپلاسمي گسترده اي ديده مي شود .

ج) بر اثر رشد سلولي و تقسيم و تغيير لنفوسيت B تعداد زيادي سلولهاي B موثر يا پلاسموسيت و تعداد كمتري سلول B خاطره به وجود مي آيد . پلاسموسيتها عمر كوتاه دارند در حاليكه سلولهاي خاطره عمر طولاني ( ده ها سال ) مي توانند داشته باشند . د) سلولهاي B خاطره در غشاء خود داراي گيرنده هاي آنتی ژني هستند كه از سطح سلول بيرون مي زنند در صورتي كه اين گيرنده ها بر روي پلاسموستمها وجود ندارند . ه) بايد توجه داشت كه پادتن ها و گيرنده هاي آنتي ژني به شكل حرف Y مي باشند و شكل و ساختار گيرنده ها و پادتن هاي هر سلول كاملاً مشابه اند . با اين تفاوت كه گيرنده ها پس از توليد در سلول در غشاء جاي مي گيرند در حالي كه پادتن ها از سلول خارج مي شوند و در مايعات بدن يعني خون و لنف و مايع بين سلولي قرار مي گيرند .

شكل 1-2:الف) قطعه ابتدايي اكسون فاقد غلاف ميلين مي باشد . ب) اكسون در انتهایی ترين نقطه خود ، انشعاباتي ايجاد مي كند كه به آنها پايانه هاي اكسون مي گويند .هر يك از اين انشعابات خود در انتها متورم شده و تشكيل تكمه هايي را مي دهد كه به آنها تكمه هاي انتهايي يا پايانه هاي پيش سيناپسي مي گويند .

شكل 2-2 : الف)نورنهاي حسي دندريت بلند دارند و اكسون كوتاه و معمولاً يك قطبي اند . در حاليكه نورنهاي حركتي اكسون بلند و دندريت هاي كوتاه دارند و معمولاً چند قطبي اند و نورنهاي رابط هم چند قطبي بوده و پر انشعاب ترند .ب) نورنهايي را يك قطبي مي گويند كه شبيه حرف انگليسي T مي باشند كه اكسون و دندريت هر دو از يك نقطه خارج مي شوند . ج) نورنهاي چند قطبي : نورنهايي هستند كه از يك قطب جسم سلولی اكسون خارج مي شود و از قطب ديگر چندين دندريت خارج مي شود . د) نورنهاي دو قطبي : از يك قطب يك اكسون و از قطب مقابل يك دندريت خارج مي شود .

 

لینک
   نکات شکلهای زيست ۱ ( شماره ۱۲)   

ش 10 - 9 : الف ) در بافت استخواني متراكم مجاري باريكي به نام مجاري هاورس به طور موازي با حفره مركزي استخوان ديده مي شود كه اعصاب و رگ ها و كمي بافت پيوندي در آنها وجود دارد .

ب) در اطراف هر مجراي هاورس سلول ها و ماده استخواني به صورت تيغه هاي متحدالمركز قرار گرفته اند( مجموعه يك مجراي هاورس و تيغه هاي اطراف آن را يك سيستم هاورس مي نامند ) .

ج) در بافت استخواني اسفنجي ، نظمي كه در سيستم هاي هاورس گفته شد وجود ندارد ، در اين بافت تيغه هاي نامنظم استخواني ديده مي شود كه در حفره هاي وسط آنها مغز استخوان و رگهاي خوني قرار دارند. د) استخوان دراز ، يك تنه استوانه اي ديا فيز و دو سر برجسته اپي فيز دارد . ه) مغز استخوان ماده اي نرم قرمز يا زرد رنگي است كه مجراي مياني ( حفره مركزي ) استخوان يا حفره هاي بافت اسفنجي را پر مي كند . مي دانيم كه مغز استخوان با داشتن سلولهاي بنيادي منشاء تمام سلولهاي خوني مي باشد . و) در انسان از حدود پنج سالگي به بعد توليد گلبولهاي قرمز در استخوانهاي دراز كاهش مي يابد و قسمتي از مغز قرمز آنها به مغز زرد كه چربي زياد دارد تبديل شده ، گلبول سازي آن متوقف مي شود . البته برخي اوقات و در صورت نياز مغز زرد مي تواند مبدل به مغز قرمز شود و گلبولهاي خون را توليد كند .

شكل 11-9 : اسكلت آدمي براي سهولت مطالعه به سه بخش 1- سر 2- تنه 3- دست و پا تقسيم مي شود كه به ترتيب الف ) بخش سر شامل جمجمه و چهره است .ب) استخوانهاي تنه شامل سه بخش است :ستون مهره ها ،دنده ها ،جناغ – به هر يك از قطعات ستون مهره ها يك مهره مي گوييم .ج) استخوانهاي دست و پا : دست و پا هر يك به وسيله چند استخوان به تنه متصل مي شوند استخوانهاي رابط دست را به تنه – شانه و استخوانهاي رابط پا را به تنه ، نيم لگن مي گويند د) شانه : شامل دو استخوان است : يكي ترقوه در جلو كه از يك طرف به جناغ و از طرف ديگر به كتف مربوط است ، ديگري كتف در پشت شانه. كتف استخوان پهن و نازكي است كه شكل مثلث دارد .سر استخوان بازو در گودي استخوان كتف فرو مي رود و در آن مي چرخد ( مفصل گوي و كاسه اي) ه -  لگن(نيم لگن ): سر برجسته استخوان ران در گودي استخوان نيم لگن فرو ميرود و در آن مي چرخد (مفصل گوي و كاسه اي ) و -  كشكك :استخوان كوچك و پهني است كه در مقابل شيار استخوان ران قرار دارد . ز) دست شامل استخوان هاي زير است :1- بازو 2- ساعد كه شامل دو استخوان زند زيرين و زند زبرين است . زند زيرين زائده اي به نام آرنج دارد كه با استخوان بازو مفصل مي شود ، ولي زند زبرين از پايين به مچ مفصل مي شود .3- مچ دست 4-كف دست (5 قطعه استخوان ) 5- انگشتان

ح) پا شامل استخوانهاي زير است : 1- ران 2- ساق كه شامل درشت ني و نازك ني است درشت ني از بالا با ران و از پايين با استخوانهاي مچ پا مفصل مي شود .قوزك داخلي پا سر درشت ني است . نازك ني از بالا به درشت ني تكيه مي كند و از پايين قوزك خارجي پا را مي سازد . 3- مچ پا 4- كف پا 5- انگشتان پا

 

شكل 17-9 :پيچش نوك برگ در گياهان تيره پروانه واران ديده مي شود .

شكل 18-9 :گياه ديونه يك گياه گوشت خوار است .

 

                                                                        پايان كتاب دوم تجربي 

 

لینک
   نکات شکلهای زيست ۱ ( شماره ۱۱)   

شكل 1-9 :الف) نوع مفصل بين بندهاي سازنده پاي مورچه از نوع مفصل گوي و كاسه اي است . ب) اسكلت خارجي حشرات كه از جنس كيتين است را كوتيكول مي گويند .

شكل 3-9 : اجزاء سازنده حركتي عقبي اسب عبارتند از : 1- لگن 2- ران 3- ساق 4- مچ 5- كف پا 6- انگشت سوم مياني كه شامل سه بند مي باشد كه بند سوم رشد زيادي كرده و سم را مي سازد و جاندار در واقع سم رو مي باشد .

4-9 : انواع باله ها در ماهي ها :الف ) باله هاي زوج ( باله هاي سينه اي و شكمي ) ب) باله هاي فرد ( پشتي ، مخرجي يا لگني و دمي )

شكل 5-9 :بال يك پرنده شامل بخش هاي زير است : 1- بازو 2- ساعد كه شامل زند زيرين و زند زبرين است 3- پنجه كه شامل الف) بالك كه در واقع انگشت اول است و ب) انگشت دوم ج) انگشت سوم

شكل 7-9 :سار كومر : فاصله بين دو خط Z  را ساركومر مي گويند .تارچه :از توالي طولي چندين ساركومر يك تارچه ساخته مي شود . تار ماهيچه اي يا ميون يا سلول ماهيچه اي : از مجموع چندين تارچه بوجود مي آيد . دسته تار : از تجمع چندين تار ماهيچه اي بوجود مي آيد . ماهيچه : از تجمع چندين دسته تار ماهيچه اي بوجود مي آيد .

شكل 8-9 : الف )ميو فيبر پل را مي توان معادل تارچه در نظر گرفت .ب) هر ميو فيبر پل از رشته هاي نازكتري به نام ميكرو فيبر پل يا ميو فيلا منت ساخته شده است كه شامل رشته هاي نازك و ضخيم است . ج) جنس نوار روشن به طور كامل از رشته هاي نازك مي باشد در حاليكه جنس نوار تيره هم شامل رشته هاي نازك وهم رشته هاي ضخيم است .

شكل 9-9 : در اينجا برخي ماهيچه ها را كه ازروي نام آنها نمي توان محل آنها را تشخيص داد مي آوريم :1- ذوزنقه اي : ماهيچه تخت سه گوش كه پشت گردن و شانه را مي پوشاند براي حركات استخوان كتف حائز اهميت است و نيز سر را از عقب به طرفين مي كشاند ( بخشي در پشت بدن و بخشي در جلوي بدن ) 3- سه سر پشت بازو : ساعد را باز مي كند 4- پشتي بزرگ : از مهره هاي كمر منشاء مي گيرد و در حركت شانه و دست به سمت عقب نقش دارد .

5- ماهيچه هاي سريني :شامل ماهيچه هاي سريني بزرگ و متوسط و كوچك كه عهده دار حركت ران هستند .6- دو سر پشت ران : زانو را تا كرده و ران را باز مي كند و ساق را به بيرون مي گرداند . 7- ماهيچه توام : ماهيچه اي كه قسمت اعظم نرمه ساق پا ( پشت ساق ) را تشكيل مي دهد .

 

لینک
   نکات شکلهای زيست ۱ ( شماره ۱۰)   

شكل 21-7: الف) درون پوست يا آندودرم از يك لايه سلول درست شده است كه معمولاً سلولها به شكل مكعب مستطيل بوده ، هر يك از آنها داراي يك قاب چوب پنبه اي به نام نوار كاسپاري هستند .

ب) همانطور كه در شكل ديده مي شود نوار كاسپاري سطوح جانبي هر سلول آندودرمي را فرا مي گيرد و در اين سلول ها دو سطحي كه يكي رو به پوست و ديگري رو به استوانه مركزي قرار دارند ، سلولزي هستند و عبور مواد محلول از پوست به استوانه مركزي از ميان آنها انجام مي شود .

ج) سوبرين ماده اي از گروه ليپيد ها (موم ها ) مي باشد .

34-7 : در اين شكل همانطور كه نشان داده شده است همواره در محل منبع و هم در محل مصرف و هم در فاصله بين اين دو محل آب از آوند چوبي خارج شده و وارد اوند آبكشي مي شود .

1-8: در اين شكل سه نوع ماده دفعي نشان داده شده است و نوع ماده دفعي در برخي گروههاي جانوري نشان داده شده است كه به خاطر سپردن آنها الزامي است ( توضيحات لازم در خود متن شكل آمده است )

شكل 2-8 :الف) اجزاء تشكيل دهنده دستگاه دفع ادرار در انسان عبارت است از : 1- دو كليه  2- دو ميزناي 3- يك مثانه 4- يك مجراي خروج ادرار يا ميزراه

ب) بخش هايي از نفرون ها كه در بخش قشري كليه قرار دارند عبارتند از : 1- كپسول بومن 2- لوله خميده نزديك 3- لوله خميده دور

ج) بخش هايي از نفرون كه در بخش مركزي كليه قرار دارند 1- لوله هنله  2- لوله جمع كننده ادرار

د) بخش نزولي لوله U شكل هنله نازك مي باشد ولي بخش صعودي آن از دو قسمت نازك صعودي و ضخيم صعودي تشكيل شده است .

شكل 5-8: الف ) تراوش مواد فقط در درون كپسول بومن صورت مي گيرد و شامل تراوش آب ، انواع نمك ها Nacl  و غيره ، يون بي كربنات ، اوره ، گلوكز ، آمينو اسيد و برخي داروها مي باشد . ب) باز جذب به روش انتقال فعال  1- در لوله خميده نزديك ( Nacl  و آمينو اسيد ) 2- بخش قطور بالا رو لوله هنله ( Nacl ) 3- لوله خميده دور ( Nacl  ، Hco3 ) 4- لوله جمع كننده ادرار (Nacl) ج) باز جذب به روش انتقال غير فعال :1- لوله خميده نزديك (آب،  Hco3) 2- بخش نزولي نازك لوله هنله (  H2o) 3- بخش نازك صعودي لوله هنله ( Nacl ) 4- لوله جمع كننده ادرار ( اوره و آب )

د) ترشح: 1- لوله خميده نزديك (H+ و بعضي سم ها ) 2- لوله خميده دور ( H+  برخي داروها و سم ها )

 

لینک
   نکات شکلهای زيست ۱ ( شماره ۹)   

شكل 6-7: الف) بزرگ سياهرگ زيرين خون اندام هاي نواحي پايين قلب و بزرگ سياهرگ زبرين خون اندام هاي بالای قلب را به دهليز راست وارد مي كند  ب) چهار سياهرگ ششي وجود دارد كه هر چهارتا وارد دهليز چپ مي شوند .

شكل 9-7 :در اين شكل دو نمودار نشان داده شده است كه نمودار بالایي يك كارديوگرام (تكان ماهيچه اي ) بطني را نشان مي دهد كه در قلب جانوران صورت مي گيرد و در انسان عملي نيست – محور عمودي در اين نمودار مقدار انقباض را بر حسب سانتي متر نشان مي دهد و محور افقي زمان را نشان مي دهد .

-      همانطور كه در شكل نشان داده شده است اين نمودار داراي سه بخش است 1- زمان نهفته (بخش مسطح ) 2- زمان انقباض (بخش بالا رو)   3-زمان استراحت(بخش پايين رو)

-      ب)نمودار پاييني يك الكتروكارديوگرام را نشان ميدهد كه محور عمودي مقدار پتانسيل ثبت شده بر حسب ميلي ولت را نشان مي دهد و محور افقي زمان را نشان مي دهد .

-         ج)بيشترين پتانسيل ثبت شده مربوط به موج R   و كمترين پتانسيل مربوط به موج S   مي باشد  .

-      شكل12-7: همانطور كه در شكل نوشته شده است در همه مويرگ ها ي بدن به جز مويرگ هاي كليه روزانه 20 ليتر تراوش صورت مي گيرد كه 17 ليتر آن دوباره جذب مي شود و به خون بر مي گردد و 3 ليتر آن وارد سيستم لنفي مي شود در حاليكه در مويرگ هاي كليه ميزان تراوش  حدود 180 ليتر كه حدود 5/1 ليتر آن بصورت ادرار دفع مي شود .

-         شكل17-7 : الف) لنفوسيتها تقريبا به اندازه گويچه قرمز هستند با هسته درشت مدور و تيره  كه مقدار كمي سيتو پلاسم دارند.

-         ب)مونوسيتها:اندازه اين سلولها تقريبا دو برابر يك گلبول قرمز است معمولا هسته U شكل دارند.

-         ج)نوتروفيل ها: هسته اين سلولها سه تا پنج قطعه اي است.

-         د)ائوزينوفيل ها: هسته دو قطعه اي و آشكار دارند.

 

شكل 18-7 : در اين شكل سه مرحله اصلي مكانيسم شيميايي انعقاد خون نشان داده شده است .

مرحله اول : ايجاد زخم در ديواره رگ خوني باعث برخورد پلاكت ها به بافت پيوندي مي شود كه در نتيجه پلا كت ها و سلول هاي آسيب ديده ماده اي به نام ترومبوپلاستين ترشح مي كنند كه اين ترمبو پلاستين به همره كلسيم و ساير فاكتور هاي انعقادي كه در پلاسما موجودند باعث راه اندازي مرحله دوم مي شوند

مرحله دوم : در حضور يون كلسيم و ترمبوپلاستين ، پروترومبين كه يك پروتئين پلاسمايي و غير فعال است به ترومبين كه شکل فعال آن است تبديل مي شود .

مرحله سوم : در حضور ترومبين ، فيبرينوژن محلول در پلاسما به صورت رشته هاي فيبرين نامحلول در مي آيد و لخته تشكيل مي شود در حقيقت لخته حاصله درزير ميكروسكوپ تعدادي رشته در هم را نشان مي دهد كه توليد يك شبكه تور مانند را كرده اند . سلولهاي خوني به ويژه گلبولهاي قرمز وپلاكت ها به منافذ اين شبكه مي چسپند و از خروج خون جلوگیری می کنند (درست مانندیک صافی که منافذان بوسیله اجسامی پر شده باشد).

 

لینک