نکات شکلهای زيست ۲ ( شماره ۴)   

شكل 3-5 : الف ) ريبوزو دئوكسي ريبوز هر دو مونو ساكاريد 5 كربنه مي باشند كه 4 كربن در ساختار حلقه بوده و يكي خارج از حلقه مي باشد .ب) كربن هاي به كار رفته در اين دو نوع مونوساكاريد هر كدام وظيفه خاصي بر عهده دارند و شماره گذاري آنها در جهت عقربه ساعت مي باشد به طوري كه اولين كربن در در حلقه بعد ازاکسیژن در جهت عقربه ساعت كربن شماره (1) و آخرين كربن خارج از حلقه قرار دارد . ج) ويژگي هاي كربن هاي به كار رفته در ريبوزو دئوكسي ريبوز :1- كربن شماره يك هميشه محل اتصال يكي از 5 نوع بازآلي نيتروژن دار است .2- كربن شماره 2 مشخص كننده ريبوز يا دئوكسي ريبوز بودن قند پنج كربنه است به طوري كه اگر بيرون حلقه OH باشد قند ريبوز و اگر H  باشد قند دئوكسي ريبوز است .3- نقش كربن شماره 3 شركت در پيوند كوالانسي فسفودي استر است (البته گروه OH متصل به آن ) 4- كربن شماره 5 كه خارج حلقه قرار دارد محل اتصال گروه يا گروههاي فسفات مي باشد ( يك تا سه گروه فسفات ) و نقش ديگر آن شركت در پيوند فسفودي استر مي باشد .

شكل 6-5 :منظور از پيوند فسفودي استرچيست؟ استر نوعي تركيب شيمياي است كه از تاثير دو ماده با خصوصيات اسيدي و الكلي بر يكديگر به وجود مي آيد و در اينجا قند ريبوز به دليل وجود گروه OH (هيدروكسيل ) خاصيت الكلي دارد و گروه فسفات هم يك بنيان اسيدي است از تاثير اين دو بر هم پيوند قند –فسفاتي بوجود مي آيد كه در حقيقت يك نوع پيوند استري  است .در واقع دو پيوند استري در فاصله دو قند 5 كربنه شكل مي گيرد كه در بين آنها يك گروه فسفات قرار دارد و لذا به آن پيوند فسفودي استر مي گويند .ب) در يك انتهاي يك رشته پلي نوكلئوتيدي گروه فسفات و در انتهاي ديگر OH) ) آزاد متصل به قند وجود دارد .

شكل 7-5: الف)دو خط مورب (يكي از ساعت 11 به 5 و ديگري از ساعت 1 به7 )ضربدري ، دليلي بر مارپيچي بودن DNA است و نقاط تاريك بالا و پايين نشان دهنده تصاوير بازهاي آلي نيتروژن دار است و نشان مي دهد كه چيزي در مولكول موجود وجود دارد كه مرتباً تكرار شده است .

8-5:شكل سمت چپ :الف ) در يك مولكول DNA با شمارش تعداد قندهاي 5 كربنه مي توان به تعداد نوكلئوتيدها پی برد (لازم نيست هر دو رشته را حساب كنيم كافي است يك رشته را حساب كنيم و در 2 ضرب كنيم ) ب) اگر تعداد نوكلئوتيدهاي يك مولكول DNA را برابر با n بگيريم آْنگاه تعداد پيوند فسفودي استر در كل مولكول DNA از رابطه n-2  به دست مي آيد .ج) دو رشته DNA نسبت به يكديگر ناهمسو هستند يعني اگر در انتهاي يك رشته فسفات آزاد وجود دارد در انتهاي رشته مقابل همين رشته قند آزاد وجود دارد و بر عكس .(اگر دقت كنيد در رشته سمت راست DNA قندهاي 5 كربنه از نظر فضايي وارونه نشان داده شده اند !!!)

لینک

   نکات شکلهای زيست ۲ ( شماره ۳)   

۱۴-۲:الف) دستگاه عصبي هيدر شامل شبكه اي از نورون هاي دو قطبي و چند قطبي است كه با يكديگر سيناپس دارند . پيام عصبي كه در هر نقطه از اين شبكه پديد مي آيد در همه جهات منتشر مي شود و پاسخ بسياري از محرك ها عمومي است . ب) طنابهاي عصبي پلاناريا شكمي – طرفيني است و طناب – عصبي در حشرات كاملا، شكمي است .در حالي كه طناب عصبي در مهره داران به صورت طناب عصبي پشتي( نخاع)در آمده است  . و درون مجراي ستون مهره ها قرار دارد .

1-3 : الف) پايين ترين يا عمقيترين گيرنده ها ، گيرنده هاي فشار مي باشند و سطحي ترين يا بالاترين گيرنده ها گيرنده هاي درد مي باشند ب) بجز گيرنده درد كه انتهاي عصبي برهنه و فاقد پوششي از بافت پيوندي است بقيه گيرنده ها ( سرما ، گرما ، فشار ) در انتهاي دندريتي خود داراي پوششي از بافت پيوندي مي باشند . ج) تعداد لايه هاي پوششي در انتهاي دندريتي گيرنده ها در گيرنده فشار از ساير گيرنده ها بيشتر است .

شكل 2-3 :الف) عدسي چشم محدب الطرفين است و تصويري حقيقي ، وارونه و كوچكتر از شي بر روي شبكه تشكيل مي دهد .

3-3 : الف) در سلولهاي گيرنده نور بخش مخروطي و استوانه اي كه داراي صفحات دايره اي شكل مي باشند نقش دندريت را بازي مي كنند به گونه اي كه اين بخش ها اثر محرك ( نور ) را به پيام عصبي تبديل مي كنند و سپس اين پيام وارد جسم سلولي شده و از طريق اكسون به نورونهاي بعدي منتقل مي شود .

5-3 : اصلاح نزديك بيني به كمك عدسي هلالي و اگرا و دوربيني به كمك هلالي همگرا مي باشد .

7-3 : الف) ترتيب قرار گرفتن گيرنده هاي چشايي بر روي زبان از جلو به عقب عبارتند از : شیريني – شوري – ترشي – تلخي – مي باشد . ب)شكل وسطي يك نوع پرز چشايي پياله مانند مربوط به ناحيه عقب زبان ( تلخي ) را نشان مي دهد كه خود از تعداد زيادي جوانه ي چشايي تشكيل شده است . ج) يك جوانه چشايي شامل 1- سلول چشايي 2- سلول نگهبان  3- نورون هاي حسي است .

8-3 : هر نيم كره مخ داري 4 لوب مي باشد پس در مجموع 8 لوب وجود دارد و هر لوب بوسيله شيارهاي عميقي از لوب ديگر جدا ميشود .

9-3 : عصب بينايي از مجموع چند اكسون ساخته مي شود و مولكولهاي رنگيزه بينايي هم در انتهاي دندريتي قرار دارند و بخش ميان اكسون و دندريت كه محل قرار گرفتن هسته مي باشد جسم سلولي است .

شكل 2-4 : الف) نام ديگر غده پينه آل ، اپي فيز مي باشد

شكل 6-4 :الف ) به نمودار سمت چپ توجه كرده و آن را به خاطر بسپاريد . ب) محل ترشح هورمون محرك غده فوق كليه از هيپوفيز پيشين مي باشد . ج) سياهرگ هايي كه خون را از هيپو تالاموس جلويي مي آورند بر خلاف بقيه جاهاي بدن تشكيل شبكه مويرگي در هيپوفيز پيشين مي دهند .(در كبد هم تحت عنوان سياهرگ باب همچنين حالت داريم ) .

شكل 2-5: الف ) اجزاء سازنده باكتري كپسول دار از خارج به داخل عبارتند از : كپسول –ديواره سلولي غشاء پلاسمايي – سيتوپلاسم – كروموزوم حلقوي (DNA حلقوي يا ماده ژنتيك باكتري )

ب) تفارت هاي باكتري هاي بدون كپسول و كپسول دار : الف ) نداشتن كپسول در باكتري بدون كپسول !!! ( عجب كشفي ) ب) در DNA باكتري كپسول دار ژن مرتبط با توليد كپسول وجود دارد در حاليكه DNA باكتري بدون كپسول فاقد اين ژن است . وقتي كه ترانسفورماسيون اتفاق مي افتد در واقع نوعي مهندسي ژنتيك اتفاق مي افتد و قطعه اي از DNA باكتري كپسول دار كشته شده به وسيله حرارت ( گرما ) كه به آن امروزه ژن مي گويیم از محيط بيرون وارد DNA باكتري زنده بدون كپسول مي شود . و از اين به بعد اين باكتري هم خود توانايي توليد كپسول را دارد وهم اين ويژگي را به نسل هاي بعد از خود منتقل مي كند .

لینک

   نکات شکلهای زيست ۲ ( شماره ۲)   

ش4-2 و 3-2 : الف) در موقع پتانسيل استراحت پمپ سديم پتاسيم فعال مي باشد ولي كانالهاي دريچه دار سديمي و پتاسيمي غير فعال مي باشند ب) در شروع پتانسيل عمل پمپ سديم –پتاسيم و كانالهاي دريچه دار پتاسيمي غير فعالند و در عوض كانالهاي دريچه دار سديمي فعالند . ج) در ادامه پتانسيل عمل پمپ سديم  - پتاسيم و كانالهاي دريچه دار سديمي غير فعالند و در عوض كانالهاي دريچه دار پتاسيمي فعالند . د) ميزان پتانسيل آرامش حدود  65 - هزارم ولت است در موقع پتانسيل عمل تا 40+ نيز بالا مي رود . ه) منحني پتانسيل عمل داراي دو بخش بالا رو و پايين رو مي باشد كه در بخش بالا رو كانالهاي پتاسيم بازند و كانالهاي سديمي بسته اند و در بخش پایین رو برعکس می باشد .

شكل 6-2 : الف) خروج انتقال دهنده عصبي از نورون پيش سينا پسي به روش اگزوسيتوز صورت مي گيرد . ب) در غشاء سلول پس سينا پسي گيرنده هايي شامل انواع كانال ها و پمپ ها وجود دارد كه اين گيرنده ها باعث تعيين نوع سينا پس مي شوند يعني اين كه مشخص مي كنند كه سينا پس تحريكي باشد يا مهاري.

قانون ديل ( dale law) : اين قانون بيان مي دارد كه يك نورون در تمامي سينا پس هاي خود همواره يك نوع انتقال دهنده عصبي آزاد مي كند ودر نتيجه مهاري يا تحريكي بودن سينا پس توسط انتقال دهنده هاي عصبي تعيين نمي شود بلكه اين امر توسط گيرنده هاي موجود در غشاي پس سيناپسي تعيين مي گردد . مثلاً استيل كولين آزاد شده از نورون حركتي در محل سينا پس با عضله مخطط تحريكي است ولي استيل كولين ازاد شده از عصب واگ يكي از اعصاب مغزي بر روي عضله قلب منجر به مهار فعاليت قلب مي شود .

9-2- : لوب ها بوياني در لوب پيشاني قرار دارند و ارتباط نزديكي با دستگاه ليمبيك دارند

11-2: الف ) بخش قرمز رنگ يك حفره يا سينوس خوني را نشان مي دهد كه در فضاي دروني سخت شامه قرار گرفته است . ب) نرم شا مه به سطح خارجي قشر مخ چسپيده است و همراه با آن چين خوردگي و بر آمدگي و شيار دارد .

12-2: الف ) در اين شكل پنچ سينا پس وجود دارد كه به ترتيب عبارتند از 1- سينا پس بين نورون حركتي و ماهيچه چهار سر جلوی ران  2- سينا پس بين نورون حركتي و ماهيچه عقب دو سرعقب ران 3- سينا پس بين نورون حسي ( انتهاي اكسون نورون حسي )با نورون رابط  4- سينا پس بين نورون حسي با نورون حركتي ماهيچه جلوي ران (ماهيچه چهار سر )5- سينا پس بين نورون رابط با نورون حركتي ماهيچه عقب ران (دو سر عقب ران ) ب) همانطور كه در اين شكل ديده مي شود در بخش جسم خاكستري نخاع سه سيناپس وجود دارد كه دوتا تحريكي و يكي مهاري است ، دوتاي تحريكي شماره 3و4 در بالا و مهاري شماره 5 مي باشد

لینک