نظریه تکامل از دیدگاه علمای اسلامی   

 

از انجا که بخش عمده ای از زیست شناسی پیش دانشگاهی به نظریه تکامل پرداخته است ٬ یکی از پرسش هایی که ذهن اغلب دانش اموزان را مشغول می کند و گاه از معلمین خود می پرسند این است که نظر اسلام در باره تکامل و خلقت انسان چیست ؟

در اینجا بدون اینکه وارد مباحث پیچیده مربوط به نسبت علم و دین شویم سعی می کنیم با توجه به تنوع دیگاههای مختلف در خصوص این موضوع طبقه بندی ساده ای  از انواع دید گاهها در در این زمینه را بیان کنیم :

الف – یک نظریه بین خلقت از دیدگاه قران و نظریه تکاملی داروین قائل به سازگاری است ( دکتر یدالله سحابی )

ب- نظریه دیگر قائل به نا سازگاری مطلق میان دیدگاه اسلام و نظریه تکامل است ( علامه طباطبایی )

ج – برخی از شاگردان علامه قائل به ناسازگاری بین دو دیدگاه علم و دین در خصوص خلقت انسان هستند ولی معتقدند که در صورت اثبات شدن نظزیه تکامل باید فهم سابق خودمان از ایات قران در باب خلقت انسان را تغییر بدهیم .

د - برخی دیگر از شاگردان علامه قائل به ناسازگاری بین دو دیدگاه علم و دین در خصوص خلقت انسان هستند ولی راه حل ایشان در رفع ناسازگاری این است که در صورت اثبات شدن نظریه تکامل ٬ می گوییم که خلقت انسان یک استثناء و از باب معجزه است . اشکالی که بر این دیدگاه وارد شده اینستکه این نظریه در مورد خود انسان است و دیدگاه مذکور خود انسان را استثناء می کند !!!

ه – دیدگاه دیگری در این خصوص می گوید در قران دو دسته ایه در باره خلقت وجود دارد ٬ یک دسته خلقت را تکاملی و دسته دیگر خلقت را ثبوتی معرفی میکنند . و لذا از قران هم می توان برداشت تکاملی وهم برداشت ثبوتی کرد .

و – برخی می گویند دین در رابطه با چگونگی خلقت انسان ساکت است و نظری ندارد . و میدان را برای علوم تجربی خالی می کنند .

ز – برخی مانند دکتر شریعتی زبان قران در ایات خلقت را سمبلیک ( نمادی ) می داند .

ح – برخی هم مثل دکتر قرا ملکی معتقدند که زبان قران علمی – تجربی نیست و قران در رابطه با خلقت انسان موضع تجربی ندارد ٬ مثلا قران می گوید " انی خالق بشر من طین " اما نمی گوید تحولی ٬ تبوتی ٬ تدریجی یا ناگهانی.

 

* لازم به یاد اوری استکه نظریه تغییر گونه ها ( تکامل ) امروزه مورد قبول اکثریت زیست شناسان قرار دارد .

 

* برای کسب اطلاعات بیشتر  می توانید به کتاب " موضع علم و دین در خلقت انسان " نوشته دکتر قرا ملکی مراجعه کنید .

لینک
   هم سفرگی یا هم یاری ؟   

در کتاب زیست شناسی پیش دانشگاهی امده است که ممکن است رابطه هم زیستی به نفع هر دو طرف یا فقط به نفع یکی از انها باشد .اگر چه می توان به اسانی تعیین کرد که در زندگی  هم زیستی کدام جاندار سود می برد ولی تعیین اینکه رابطه به نفع طرف مقابل نیست قدری دشوار به نظر می رسد .

از طرفی در تعریف هم سفرگی داریم که در این نوع هم زیستی یک طرف سود می برد و طرف دیگر نه سود می برد و نه ضرر .مثال کتاب درسی در رابطه با همسفرگی رابطه بین دلقک ماهی و شقایق دریایی می باشد .

جالب انست که بدانید شواهد نشان می دهند که شقایق دریایی در این ارتباط با دلقک ماهی چندان بدون نفع هم نیست !!!!!!!!

مثلا : دلقک ماهی درون درون بازوهای شقایق دریایی با حرکات خود اب را جابحا می کند و باعث برداشتن رسوبات از روی بدن شقایق دریایی می شود . ( نفع شقایق در یایی )

یا حتی دلقک ماهی با کشاندن طعمه های نا اگاه و فاقد وسیله محافظتی در برابر نیش های کشنده شقایق در یایی ٬ به درون بازو های این شکارچی قهار ٬ به تغذیه شقایق در یایی کمک می کند ( نفعی دیگر  برای آقا یا خانم یا آقخانم یا خانآقا  شقایق ) . 

جالبتر آنکه دانش اموزان سال اول راهنمایی هم می دانند که در همزیستی بین این دو موجود هردو سود می برند !!! ( صفحه 113 علوم تجربی سال اول راهنمایی ) .

نکته آخر اینکه در اغلب منابع جدید زیست شناسی یا همزیستی این دو موجود را از نوع هم یاری  به حساب می اورند و یا اینکه این رابطه را جزء مثالهای مربوط به هم سفرگی نمی اورند .

تذکر : این مطلب بامطلبی در همین مضمون در زیست شناسی بندر دیر گرچه از نظر شکل و محتوا مونو فیلتیک هستند ولی از نظر قانون کپی رایت و حفظ حقوق مولف پلی فیلتیک می باشند .  

لینک
   آیا کانگو رو را می توان زنده زا به حساب آورد ؟   

 

Ovoviviparity یازنده زایی یک روش تولید مثلی در جانوران می باشد که تخم ها درون بدن فرد ماده تکوین می یابند ( برخلاف oviparity  یا تخم گذاری ) و جنین هیچ نوع ماده غذایی از بدن مادر در یافت نمی کند ( برخلاف viviparity یا بچه زایی ) . این نوع روش تولید مثلی در برخی بی مهرگان ٬ ماهی ها و خزندگان دیده می شود .

با توجه به تعریف بالا ظاهرا روش تولید مثلی کانگورو مشابه  هیچ کدام از روشهای فوق نمی باشد ولی از آنجا که در کتاب زیست شناسی و آزمایشگاه 1( شکل 1 – 11 ) روش های نگهداری جنین در جانوران آورده شده است نمی دانم که آیا می توان کانگورو را هم زنده زا به حساب آورد یا نه ؟

لازم به یاد اوری است که در هیچکدام از منابعی که در اختیار اینجانب می باشد به استثناء کتاب معلم ( راهنمای تدریس ) روش تولید مثلی کانگورو ٬ زنده زایی معرفی نشده است .

لینک
   ريشه کلمه کانگو رو   

به روایتی ٬ محققی وقتی این موجودات را برای اولین بار دیده از راهنماش که یه فرد بومی

استرالیایی بوده پرسیده اسم اینا چیه و اون گفته "کانگو رو " ٬  که در زبان محلی یعنی نمی دونم.

ولی واقعیت اینست که کلمه kangaroo یک کلمه انگلیسی است ولی ریشه ان به کلمه ای به نام gangurru  در زبان بومیان یا ساکنین اولیه استرالیا ( زبان Guugu Yimidhirr ) برمی گردد. زبان Guugu Yimidhirr زبانی است که امروزه فقط حدود 200 تا 300 نفر با آن تکلم می کنند  gangurru در زبان   guugu  به نوع خاصی از کانگو رو های سیاه یا خاکستری اشاره دارد .

به عبارت دیگر اعتقاد به اینکه معنی کلمه کانگو رو یعنی من نمی دانم یا من نمی فهمم یک افسانه عامه پسند است که برای کلمات زیاد دیگری هم که ریشه بومی استرالیایی دارند به کار می برند و خود را راحت می کنند .

لینک

   "تولید مثل در کانگو رو ها "   

joey در حال خوردن شیر

_ کانگو رو های ماده گونه های بیابانی گاه مجبور هستند که کیلو متر ها مسافت را برای بدست آوردن اب و غذا طی کنند که البته در این بین نوزادان درون کیسه با خیال راحت زندگی می کنند .

در خشکسالی ها و سالهای قحطی کانگورو ها یا اصلا  تولید مثل نمیکنند و یا آن را به حد اقل می رسانند و در برخی گونه ها کانگو روی ماده قادر است فرایند تکوین تخم و تبدیل ان به جنین را به تاخیر بیندازد تا زمانیکه بچه کانگو روی درون کیسه ( joey   ) بمیرد یا از درون کیسه خارج شود .

یکی از نکات جالب و باور نکردنی در رابطه با کانگو رو ها اینست که کانگو روی ماده می تواند در تعیین جنسیت فر زندان خود نقش داشته باشد ٬ بدین صورت که او در جوانی ( سال های اول تولید مثلی ) بیشتر دختر می زاید و تولید فرزندان نر را به سنین بالاتر موکول می کند  هر چند که مکانیسم این عمل هنوز شناخته نشده است . "نرها به مدت دو سال با مادر می مانند در حالیکه ماده ها زمان بیشتری با مادر می مانند . "

یک کانگو روی ماده تقریبا همیشه بار دار است ( از زمان بلوغ تا زمان مرگ ). او بندرت بدون سه بچه است : یکی به صورت جنین در درون رحم ٬ یک joey درون کیسه ٬ یک بچه خارج از کیسه که تا هشت ماهگی از مادر شیر میخورد و به او وابسته است .

35 تا 38 روز بعد از حاملگی joey  که اندازه ان در بزرگترین گونه ها به اندازه ناخن انگشت شصت شماست (حدود۵/۲ سانتیمتر)و در کوچکترین گونه ها به اندازه یک دانه برنج است ٬ به دنیا می اید .

Joey ها کور و  گنگ و لخت ( بی مو ) از طریق یک کانال ویژه خود را از درون رحم به درون کیسه رسانده و دهان خود را به نوک پستان مادر می چسبانند . زمان لازم برای این انتقال از رحم به کیسه حدود ده دقیقه است و اگر joey نتواند در این زمان خود را به نوک پستان مادر برساند مرگش حتمی است . joey چنان محکم به پستان مادر می چسبد که جدا کردن او از پستان مادر بدون زخم کردن پستان امکان پذیر نیست .

یک حلقه عضلانی محکم مشابه لب های انسان دهانه کیسه را بسته نگاه داشته و مانع از بیرون افتادن joey به خارج از کیسه میشود . این کیسه خاصیت ضد اب دارد و کانگورو میتواند در حالیکه نوزادی درون کیسه دارد به شنا کردن بپردازد .

بعد از سه ماه که joey به اندازه کافی رشد کرد قادر است که از کیسه خارج شود و در محیط اطراف و بیشتر نزدیک به مادر گردش کند و دو باره به کیسه برگشته و از شیر مادر تغذیه کند . وابستگی joey به مادر ( دوره شیر خوارگی ) حدود هشت ماه می باشد و بعد از هشت ماه کانگو روی جوان قادر به زندگی مستقل می باشد .

منبع : http://www.christiananswers.net/q-aig/aig-kangaroos.html

لینک

   " نکات جالبی از زندگی کانگو روها "   

 

1- شهرت کانگو رو ها بخاطر داشتن کیسه ایست که فرزندان خود را در آن پرورش می دهند .

2- کانگو روها زندگی اجتماعی دارند و در قالب دستجات یا گله هایی به نام mob زندگی می کنند. هر mob از یک نر و چند ماده و فرزندان انها تشکیل شده است . گاهی از اجتماع چند mob دسته های بزگتری تشکیل می شود .

3- کانگو رو ها جزء چرندگان محسوب می شوند و غذای انها را علف و سایر سبزیجات تشکیل می دهد .

4- کانگو روی خاکستری در هر پرش یا جهش قادر است حدود 5/13 متر  جهش داشته باشد . آنها می توانند مسافت زیادی را با سرعت حدود 20 کیلومتر بر ساعت بپیمایند و در صورت نیاز می توانند سرعت خود را به حدود 70 کیلو متر برساعت هم برسانند .

5- سن بلوغ کانگو روها دو سالگی است و طول عمر انها حدود 20 سال می باشد .

 

منبع : http://www.wellingtonzoo.com/animals/animals/mammals/Kangaroo.html

 

_  در پست بعدی مطالب جالبی در رابطه با چگونگی تولید مثل کانگور ها خواهم نوشت .

لینک

   چکيده پايان نامه   

بررسي مقدماتي بيوسيستماتيك جمعيتهاي دوگونه هم جا از سرده Hydroporus (coleoptera dytiscidae) در يكي از چشمه جويبارهاي پارك ملي بمو، شيراز-فارس / كامران دوستكام؛ به راهنمائي : فرامرز حسيني

چكيده : هدف اين پروژه آشنايي عملي با دانش بيوسيستماتيك (سيستماتيك زيستي) ساختار و سازمان گوناگوني زيستي و روشهاي وابسته به آن از طريق بررسي چگونگي رده‌بندي و زيست‌شناسي جمعيت‌هاي طبيعي كه هسته و شالوده اين دانش راتشكيل مي‌دهد، بوده است . در اين راستا دو جمعيت طبيعي هم جا (Sympatric) از سرده Hydroporus از نيام بالان آبزي، در يكي از چشمه جويبارهاي پارك ملي بمو واقع در شمال‌شرقي شيراز به نام چشمه عظيمي به عنوان الگو برگزيده شد و نقشه‌برداري گرديد. سرده مذكور يكي از گروههاي چيره اين زيستگاه، از تباره Dytiscidae راسته Coleoptera و رده insecta مي‌باشد. ديناميك جمعيت ، گزينش زيستگاه و تاگزونومي همه ريختي (holomorphogy) در رابطه با دو جمعيت مورد بررسي و سنجش قرار گرفت . در راستاي مطالعه دقيق‌تر زيستگاه و بر پايه تغييرات جايگاه، چگونگي ته نشستها، پوشش گياهي و شرايط آب - حجم آب در دسترس و چگونگي جريان آن-ريز زيستگاههايي (microhabitats) كه توسط يك يا هر دو جمعيت انتخاب شده بود تعريف و مورد مطالعه قرار گرفت . همچنين روشهاي نمونه‌برداري و وسايل لازم در اين رابطه با توجه به ساختار اين زيستگاه و همچنين اين جمعيتها، مطالعه، شناسايي و مورد استفاده قرار گرفت . هر دو جمعيت در دوازده ماه (از مهر 1376 تا شهريور 1377) در سراسر چشمه‌سار بطور كامل بمنظور درك و دريافت تغييرات زماني و مكاني نمونه برداري شدند. سپس نمونه‌ها در محل شناسايي و شمارش شده و سپس در آزمايشگاه با كمك وسايل مورد نياز در اين رابطه از قبيل ميكروسكوپ نوري، لوله ترسيم و غيره از طريق بررسي شمار زيادي از ويژگي‌هاي ريختي شان مورد مطالعه دقيق‌تر قرار گرفتند و شناسايي شدند. شناسايي‌ها توسط متخصصين جهاني بررسي و تاييد شدند نتايج نشان داد كه اين دو جمعيت به گونه‌هاي Hydroporus discretus Faim و Hydroporus tessellatus Drap تعلق دارند. همزمان چگونگي برخي از عوامل غيرزيستي محيطي از قبيل دماي هوا، آب و ته نشستها: مقدار آب در دسترس بر پايه پهنا وژرفا و سنگ آب (دبي) و فشردگي غلظت يونهاي هيدروژن (PH) و توان رسانايي الكتيكي آب (EC) براي يك دوره يكساله در زمان و مكان مورد سنجش قرار گرفت . مقادير دمايي هوا، آب ، ته نشستها در ميانه هر ماه و PH و EC در ميانه هر فصل در بخشهاي بالايي ٬ مياني و پائيني سيستم اندازه گيري شد. همچنين سنگ آبي (دبي آب ) هم به طور ماهيانه اندازه‌گيري شد. نتايج اندازه‌گيري‌هاي محيطي و نمونه‌برداري جمعيت بصورت جدول و نمودارهاي ستوني نشان داده شده است . اين نتايج نشان مي‌دهند كه تغييرات دمايي آب و ته نشستها ملايم‌تر از دماي هوا بوده و براي اين جانوران جز در زمانهاي سرد و درازمدت يك عامل محدودكننده نبوده است . بطور كلي شرايط شيميايي، در چنين سيستمهايي، كوچك ، بسته و داراي آب جاري نمي‌تواند اثرات چندان بزرگي در جمعيت داشته باشد. (PH و E.C تقريبا ثابت بوده‌اند). اما در اين ميان مقدار آب در دسترس ، پناهگاه، پوشش گياهي و ريز زيستگاههاي مصنوعي مثل حوضچه‌هاي سيماني و چاه، از عوامل كنترل‌كننده و بازدارنده بوده‌اند. داده ها در مورد تراكم و پراكنش جمعيتها نشان مي دهند كه: 1) گونه H.DISCRETUS هم ااز نظر پراكنش و هم از نظر تراكم بر گونه ديگر در اكثر مواقع چيرگي داشته است . 2) ريز زيستگاه هاي مصنوعي از قبيل حوضچه‌هاي سيماني و چاه كه در اغلب مواقع تراكم بالايي از جمعيت هر دو گونه را در خود جاي داده بودند بر خلاف تصور به جاي اينكه يك انباره مناسب براي افراد اين جمعيت‌ها باشند بعنوان يك تله مرگ عمل مي‌كنند 3) ريز زيستگاه‌هاي طبيعي يا آنهايي كه داراي يك توده گياه مشخص و ساختار كف آلي - لجني و جريان آب آرام و عمق آب كم بوده‌اند محل مناسب زندگي و توليد مثل افراد اين جمعيتها بوده اند.

 

 

 

لینک