یک خاطره   

یک خاطره

چند سال پیش وقتی موضوع درس زیست شاسی پیش دانشگاهی به مبحث کلونینگ ( شبیه سازی ) رسید ٬ حال و هوای آموزشی فضای کلاس رنگ دیگری بخود گرفته بود و همه با علاقه خاص سرا پا گوش بودند و منتظر فرصت برای طرح سوال .

معمولا اولین سوال دانش آموزان در رابطه با امکان کلون کردن انسان می باشد.

 به آرامی سعی در کنترل فضای آموزشی کلاس داشتم و به سوالات انها پاسخ می دادم . تب وتاب پرسش و پاسخ که فرو نشست و کمی کلاس ساکت شد دیدم که :

 یکی از دانش اموزان گفت : ببخشید آقا : آقای ... سوالی دارد ولی خجالت می کشد بپرسد.

گفتم : اگر سوال علمی است بپرس .

دانش اموز وکیل اقای ... گفت : اقا در واقع ایشون سوال ندارن و می گویند که با این روش کلونینگ ٬ دیگه مشکل عشق ناکام نداریم چون به هر دلیلی اگه نتونیم با طرف مورد علاقه خودمون ازدواج کنیم میتونیم اونو کلون کنیم .

گفتم : پسر خوب تا اون موقع که عشق کلون شده تو به سن بلوغ برسه که موهات سفید شده ! ( خنده کلاس ) .

در این موقع دیدم اقای ... با خونسردی و اعتماد به نفس گفت : آقا خودم را هم باهاش کلون می کنم !!!

 

لینک